سيد محمد دامادى

429

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

[ كه تناسب مضمون دارد با اين بيت : إنّ الحمار و لو يحوّل فضّة * أو صيغ من ذهب ، لكان حمارا ] [ تاريخ طبرستان ص 46 ] از طعنهء بدگويان ، ناچار گذر نَبْوَد * عيسى چه محلّ دارد ؟ جايى كه خران باشند [ ابن يمين ] بنماى به صاحب نظران ، گوهرِ خود را * عيسى نتوان گشت به تصديقِ خرى چند [ صائب ] اين خر ، خرِ عُزَيرِ نبىّ را ، پسر عم است * همشيره زادهء خرِ عيسى بن مريم است ! [ ؟ ] حكيم « سنايى » در منظومهء عرفانى « حديقة الحقيقه » به مناسبت ذكر معراج پيغمبر اكرم ، ابيات دلكشى سروده است كه در تبيين مقاصد جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق در سراسر تركيب بند وى بر عموم و در اين بند تركيب بر خصوص ، مىتواند يار و ياورى مددكار باشد . به اين ابيات غرّا بنگريد : بر نهاده ز بهرِ تاجِ قِدَم * پاى بر فرقِ عالَم و آدم دو جهان ، پيشِ همّتش به دو جو * سِرِّ ما زاغْ و ما طَغى بشنو پاىِ او ، تاجِ فرقِ آدم شد * دستِ او ، ركنِ عِلمِ عالَم شد بار گيرش ، سوى ابد ، معراج * نردبانش ، سوىِ ازل ، منهاج گفت : سبحانش الَّذي أسْرى * شده ز آنجا به مقصدِ أَقصى در شب از مسجدِ حرام بكام * رفته و ديده و آمده به مقام بنموده به دو عيان مولى * آية الصُغرى و آية الكُبرى يافته جاى خواجهء عقبى * قبهء قربِ ليلة القريى شده از صخره تا سوىِ رفرف * قاب قوسينِ لطف كرده به كف گفته و هم شنيده و آمده باز * هم در آن شب به جايگاهِ نماز قامتِ عرش با همه شرفش * ذره‌يى پيشِ ذرورهء شَرَفش بر نهاده خداى در معراج * بر سرِ ذاتش از لعمرك تاج با فَتَرْضى ، دلِ تباه كراست ؟ * بالَعَمْرُك ، غمِ گناه كراست ؟